ღ♥ღمـنـو تــنـهایــــــــــــــــــیღ♥ღ

نــــع نمـــیـــــشـــه.....

ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺍﺯ ﻣﻮﺑﺎﻳﻠﺖ ﭘﺎﻙ ﻣﻲ ﮐﻨﯽ ...

ﻣﺴﻴﺠﺎﺵ ﺩﻳﻠﻴﺖ ﻣﻲ ﺷﻪ ...

ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﻣﻴﮕﻲ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﻳﻦ ﺟﻠﻮﻡ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺑﻴﺎﺭﻳﻦ

ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺶ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻣﺎ ...

ﺑﺎ ﺟﺎﻱ ﺧﺎﻟﻴﺶ ﺗﻮ ﻗﻠﺒﺖ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﯽ؟؟

ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﺸﺎﺑﻪ ﺍﺳﻤﯽ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ؟؟

ﺑﺎ ﺍﻫﻨﮕﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﮔﻮﺵ ﻣﻴﻜﺮﺩﻱ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ؟؟

ﻭﻗﺘﻲ ﻏﺬﺍﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻩ ﺭﻭ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻱ ﻭ ﻳﺎﺩﺵ ﻣﯿﻔﺘﯽ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ؟؟

 ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯﺕ ﺳﺮﺍﻏﺸﻮ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻥ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ؟؟

ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻴﻜﻪ ﻛﻼﻣﺸﻮ ﻣﻲ ﺷﻨﻮی ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 23:43  توسط meysam  | 

من ی پسرم...!تو ی دخملی...!

مـن يــه پســــرم!


اگه برات غيرتي نشم

اگه روت حساس نباشم

اگه ته ريش نداشته باشم

اگه باهات مهربون نباشم

اگه بهت اخماي کوچولو نکنم

اگه وقتي شالت رفت عقب نگم اونو بکش جلو

اگه دستتو محکم نگيرم

اگه نگم هرکاري کردي راست بگو تا ببخشمت

اگه سر به سرت نذارم

اگه قربون صدقت نرم

اگه نگرانت نشم

اگه بهت نگم عروسک من

اگه نگم من مهمم که ميگم خوبي

اگه ...


اون موقع که تو ديگه ديوونم و عاشقم نميشي!

تو عاشق ايني که من يه مرد کامل باشم!

مرد تو!


امــــــا!!!


تـو يــه دختــــري!


اگه خودتو لوس نکني

اگه باهام قهر نکني و ناز نکني

اگه وقتي چشام ميچرخه از حسودي ديونه نشي

اگه از نظر دادنام خوشحال نشي

اگه به خاطر من به خودت نرسي

اگه سر به سرم نذاري

اگه برام گريه نکني

اگه لب و لوچه آويزون نکني تا بغلت کنم

اگه بهم نگي آقامون

اگه برام مظلوم بازي درنياري

اگه از سرو کولم نري بالا

اگه برام عشوه نياي

اگه گوشمو نپيچوني و نگي تو فقط مال مني

اگه ناغافل دستامو نگيري

اگه وقتي کار بدي کردي با ترس بهم نگي

اگه لج بازي نکني

اگه...


اونوقت منم ديوونه و عاشق تو نميشم تا اونکارارو برات بکنم!

من تورو خانوم ميخوام!

خانوم من!


من و تو همون آدم و حواييم ... بيا جاهامونو عوض نکنيم!

من صلابت نگه ميدارم تو لطافت...

تو نجابتتو نگه دار منم نگاهمو...

بيا سعي کنيم بهترين هم باشيم!

من بهترين پسر واسه تو!

تو بهترين دختر واسه من!

ميدونم شايد نشه حداقل سعي که ميشه کرد...!!


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393ساعت 0:24  توسط meysam  | 

عشقی برای دنیام : )

گفت با ........عشقت یه جمله بساز

گفتم من با عشقم ...........جمله نمیسازم

دنـیــامــو مـی ســـازم...

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393ساعت 0:18  توسط meysam  | 

ولـــــــنتایــن...

شما بش میگین ولنتاین .... ... ..

 هه .. ... .... 

اما واسه من...

همون جمعه بی حوصله گی هاست!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 23:51  توسط meysam  | 

از یه جایی به بعد ...

از یه جایی به بعد ...
دیگه دوس نداری هیچکس رو به خلوتِ خودت راه بدی

حتی اگه تنهایی کلافه ت کرده باشه

از یه جایی به بعد ...


زمانی که کسی بهت میگه دوستت دارم

لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری

از یه جایی به بعد ...


فقط یه حس داری ، حس بی تفاوتی و سردی

نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی

و نه از دوست نداشتن ها ناراحت

اینجاست که زندگی رو تنها ادامه میدی ..... هرچند سختــــــ اما محکمــــــــــــــــ . .
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت 2:17  توسط meysam  | 

تـــــــــــــــــــنهام...

ﺗــــﻨـــﻬـــــﺍﻡ .....

ﻭ ﻳﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﺩﺭﻡ ﺑﻴﺎﺭﻩ ...

ﻳﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﺭﻭﺣﻢ ﺭﻭ ﮔﺮﻡ ﻛﻨﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻢ

ﺭﻭ ....!!!

ﻣﻦ " ﻫـﺮﺯﻩ " ﻧﻴﺴﺘﻢ ..!!

ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎﻡ .. ﻳﻪ ﺗﻨﻬﺎ ....

ﻫـــﻤـــﻴـــﻦ ......

" ﺗﻮ ﺁﻏﻮﺵ ﻫﺮﻛﺴﻰ ﺁﺭﻭﻡ ﻧﻤﻴﺸﻢ "

ﻳﻪ ﺁﻏﻮﺵ " ﺧﺎﺹ " ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ

ﺁﻏﻮﺷﻰ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ " ﺍﻭﻥ " ....

ﻳﻪ ﺁﻏـــﻮﺵ،

ﺑﺮﺍﻯ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻔﺲ ، ﻧـﻪ ﻫــَـﻮﺱ


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392ساعت 1:22  توسط meysam  | 

هرزه...

با همه بوده . ولي با ما بيشتر .عجب هرزه ايست "تنهايي"...
.
.
.
.
.
.بله

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1392ساعت 3:25  توسط meysam  | 

حیووووون....

اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اما

وقتی یاد نجابت اسب افتادم

وقتی یاد وفاداری سگ و اون نگاه مهربونش افتادم

وقتی یاد نهنگ افتادم که به جفتش تا آخر عمرش وفادار می مونه

وقتی یاد شیر افتادم که اگر گرسنه نباشه ، شکار نمی کنه

وقتی یاد قو افتادم که غرورش رو خیلی دوست داره

وقتی یاد مرغ عشق افتادم که بدون جفتش میمیره

به خودم گفتم خیلی نامردیه تو رو به حیوون تشبیه کنم


I HATE YOU

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1392ساعت 1:39  توسط meysam  | 

پــــناه...

بی پناهی یعنی...

زیر آوار کسی بمانی

که

قرار بود

تکیه گاهت باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 0:44  توسط meysam  | 

تو رو میــــــخواهم...

مـن از تــمام آسمان یک باران را میخواهم

از تمام زمین یک خیابان را

و از تمام تو

یــک دست که قفــل شود در دست مـــن

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 17:26  توسط meysam  | 

خـــــــــدایـــــا....

خـــــــــــدا یـــــــا


    تاخـرخـره پـر از دلتنـگــــی ام...


                 مرسـی دیــگـر مـیل نـــدارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 0:13  توسط meysam  | 

میدونی...

ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :

 ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ،

 ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ

 ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻫﺴﺘﯽ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1392ساعت 23:18  توسط meysam  | 

بازم دلم تنگ شد...

بازم دلم براش تنگ شد...

همیشه دلم براش تنگ می شه حتی وقتی یاد رفتارهای

سردش می افتم که با وجود یکی دیگه گرم می شد.…

حتی وقتی لبخندهای زوری وتلخش بادیدن اون شیرین وزیبا می شد.…

حتی وقتی دستای یخ زدش با گرفتن دستای اون کوره ی آتیش می شد.…

حتی وقتی که نگاه ترسناک ووحشیش با دیدن اون مهربون وآروم می شد.…

اگه باهام خوب نبود.…

مهربون نبود…دوستم نداشت.…

رفتاراش سرد بود.…

ولی دوستش داشتم….

می زارم بره که رفتارش گرم.…

لبخندش شیرین وزیبا.…

دستاش کوره ی آتیش.…

نگاهش مهربون  و آروم باشه برای همیشه.…


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 23:53  توسط meysam  | 

دزد ارزو ها...

دست سرنوشت را … 

بـایـــــــد قطــــــــع ڪـــــــرد …

او دزد ” آرزوهـــــــاے ” مـن اســــــت …


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 0:10  توسط meysam  | 

نمیدانم....

نمـی دانـَم…

آلزایـمر بودی    یا    عـشق؟!

از روزی کـه مُبتلایَت شُدم

خـودم را

از یـاد بردم…

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 0:14  توسط meysam  | 

بـانـــو …

بـانـــو

بغـض ها را گاهـى باید قـورت داد ،

عاشقانـه ها را از پنجـره تـُف کـرد

و درهـا را به روىِ همـه بست …

                       باور کــن ؛

گاهـى ” هیــچکــس ” ارزشِ دچار شـدن را نـدارد …

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت 1:40  توسط meysam  | 

عشق من خنجرت کولاک کرد...

من زخم های بی نظیری به تن دارم


اما تو مهربان ترینشان بودی


عمیق ترینشان


عزیز ترینشان


بعد از تو آدم ها…

تنها خراشی بودند بر من که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند

عشق من…

              خنجرت کولاک کرد…

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1392ساعت 1:58  توسط meysam  | 

بـآز آمــבمــ....


.::. بـآز آمــבمــ..


.::. بـﮧ جـآيــے ڪـﮧ تعلـقــ בآرمــ..


.::. بـﮧ يـڪ اتـآقــ سيـآه ، پـر از פـرفـ ـهـآے לּــآگفتــﮧ


.::. פֿـلـوتــ مـלּ و سيــگـ ـــآرمــ...


.::. בوبـآره مـےלּـويسمــ از פـرفـ ـهـآيــے ڪـﮧ وآهمـﮧ בآرمــ..


.::. يـڪ בلــ پـر از رويـآـهـآے وآهـــے..


.::. ايـלּ بـآر تـלּـهــآتــر از هميـشــﮧ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392ساعت 3:57  توسط meysam  | 

وقتی که نبودی...

Avazak.ir Line27 تصاویر جداکننده متن (2)

• ایـ ـــטּ


·• چـ ــــرندیاتـــ ـــﮯ ڪــــــﮧ میــ ــنویســــمــــ


·•  و ڪــــســ ـــــﮯ نمیــــخوانــــدِشــــاטּ


·• همـــــــﮧ شـــاטּ براـﮯ روز مبــ ــادا ســــت


·• وقتـــ ـــﮯ بیایـــ ـــﮯ


·• همـــﮧ را پرت میڪُنــ ـــــم جلویـــت


·• تــ ــا بـــدانـــﮯ چــــﮧ گـــ ـــ ــذشت وقتــــﮯ ڪــــــﮧ


              ·•   " نـــبــــــــღـــــــــود ــﮯ "

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392ساعت 1:50  توسط meysam  | 

گاهی سخت میشود...

Avazak.ir Line42 تصاویر جداکننده متن (3)

گاهی سخت می شود …

دوستش داری و نمی داند

دوستش داری و نمی خواهد

دوستش داری و نمی آید

دوستش داری و سهم تو از بودنش

فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت

دوستش داری و سهم تو

از این همه ، تنهایی ست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392ساعت 1:43  توسط meysam  | 

تجربه...

Avazak.ir Line5 تصاویر جداکننده متن (1)

مواد لازم...!!!


يک ديوان ِ حافظ ...


چند شعر نيمايی...  !


   کمی بی حوصلگی و دلتنگی ...!


کاغذ و خوکار ... !


   يک غروب ِ نارنجی و يک جاده ی ِ بی انتها ...



ويک دستمال يادگاری برای پاک کردن اشک ِ احتمالی ...!


                    توی ایـن چـنـد سال عمـرم یه چـیز خـوب فهمیـدم


گـذر زَمـان هیچ چیز رو حـل نمیکنه . . .


                                        ماســت مالـ ـی میکُـنه ....!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392ساعت 0:54  توسط meysam  | 

پـــــایـیـــــــــــز...

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر
» بخش تصاوير زيباسازی »  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

تــنــهایــــــــــــــــــــــــــــی


نام دیگر پاییــــــــــز است


هر چه عمیق تـــــــــر...


برگریزان خاطره هــــــایت بیشتـــــــــــر …!


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391ساعت 0:57  توسط meysam  | 

دلـــــــــــــــــم فقـط خـــــــــــــــدا میخواد...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر
» بخش تصاوير زيباسازی » www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

شده دلـت فقـط خــدا بخـــواد...

مـــن الان همیــن حـالو دارم...


گــاهی که دلــت از ته ته ته ش میـگیره...


حـس میکــنی فقــط خــداست که میتـونه آرومـت کنـه...


بـدتر میـدونی چیـه؟!


اینـــکه وقتـایی میفهمـی که تازه فهــمیدی آدما هواتـو ندارن...


اون وقت که دلتو به همــون آدما خوش کرده بــــودی...خـــداجـونتــو یادت رفـته بود...


خـــدا منــو بـــبـر پیــــش خــــودتـــــــــــــ...


خستـه ام از آدمــــایی که خلــــــقشون کـردی و یه ذره دل خـــدایـی ندارن...


دل بـــی ریا...


دل پــــرنور...


دلا همه سنـــگه...


شیطانـیه...


نمیـــخوام باشــــــم بینشون...


نکنــــه منـــــم اینــجوری شــــــم؟! :(


شایـــــــدم هستـــم و نمیـــــدونم...


خـــــدا یه کار کــــــن هیچــوقت تـــورو یادم نره...


خــــدا دلـــم تـــــورو میـــــخواد...


تــــــــــــــــــــــــــــــــو


فقـط


تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو !


+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 20:27  توسط meysam  | 

ای کــــــــــــــــاش...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر
» بخش تصاوير زيباسازی » www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

برای تــــــو

برای چشم هایــت...

برای مـــن

برای درد هایـــم...

برای م ا

برای این همه تنـــهایی

ای کــــاش خدا کاری کـــند...


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1391ساعت 21:39  توسط meysam  | 

منــــــــــــــــــــــو ببــــــــخش...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر
» بخش تصاوير زيباسازی »  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

           اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش

 

          ·• اگه تویی اونکه فقط دلم می خواد منو ببخش 

 

         ·•  منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم

 

         ·•  منو ببخش اگه بهت خیلی میگم دوست دارم

 

         ·• منو ببخش اگه تو خیالم برات سبد سبد گل می چینم

 

          ·• منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم

 

          ·• اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش

 

          ·• اگه تویی اونکه فقط دلم می خواد منو ببخش 

 

          ·• منو ببخش اگه واسه چشای تو خیلی کمم


          ·• تو یه فرشته ای و من اگه فقط یه آدمم

 

          ·• منو ببخش اگه برات می میرم و زنده میشم

 

          ·• اگه با دیونگی ها پیش تو شرمنده میشم

 

          ·• منو ببخش اگه همش می سپرمت دست خدا

 

          ·• اگه پیش غریبه ها بجای تو میگم شما

 

          ·• منو ببخش من نمی خوام تو رو به ماه نشون بدم

 

          ·• نشونیتو نه به شب و نه دست آسمون بدم

 

          ·• منو ببخش اگه می خوام تو رو فقط واسه خودم

 

          ·• ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم


 

           ღ♥ღاگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخشღ♥ღ

 

           ღ♥ღاگه تویی اونکه فقط دلم می خواد منو ببخشღ♥ღ


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1391ساعت 0:33  توسط meysam  | 

انتـــــظار...


می دانی؟

 

یک وقت هایی باید...


رویِ یک تکه کاغذ بنویسی...


تعطیل است!!!

 

و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت...


باید به خودت استراحت بدهی...


دراز بکشی...


دست هایت را زیر سرت بگذاری...


به آسمان خیره شوی...


و بی خیال سوت بزنی.


در دلت بخندی به تمام افکاری که...


پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند...


آن وقت با خودت بگویی:


بگذار منتظر بمانند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1391ساعت 18:44  توسط meysam  | 

نـــــــــــــــــــــــگاه...

CNIRAN : بزرگترین تالار گفتمان ایرانیان

چـقدر دوسـت داشــتم یـک نـفر از مـــن مـی پرسید...


چـرا نــگاه هایـت آنـقدر غمـگـین است؟


چـرا لبـخندهایــت آنـقدر تلـخ و بیــرنگ است؟


امـا افسـوس که هیــچ کس نبـود ...


همـیشه مـــن بـودم و تنــهایـــــــی پــر از خاطره ...


آری بـا تــو هسـتم ...!


با تـویــی که از کنـارم گذشـتی...


و حتـی یـک بار هـم نپرسیـدی،


چـرا چشمـهایم همیـشه بـارانی اسـت...!!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1391ساعت 1:38  توسط meysam  | 

بنویس مهلت موندن یه نفس بود...

از جـدا شـدن نوشـتی رو تـن زخمی هر برگ

گـریه کـردمو نوشـتم نـازنینم یا تـو یا مـن...

به تـو گـفتم باورم کن میـون این همه دیــوار

تـو با خنده ای نوشتــی هم قـفـس خـدانگهدار...

بـنویـس مهـلت مــوندن یه نـفس بود

سـهم مـن از همـه دنیـا یه قفس بود...

بنویـس که خیـلی وقته واسه تـو گـریه نـکردم

سر رو شـونه هات نذاشتـم مثل دسـتات سـرد سـردم...

مـن که تو بن بست غربت زخمی از آوار پایـیـــز

فـکر چشـمای تو بـودم با دلـی از گـریه لبـریـز...

شب عاشقـونه ی مـن که حروم شد

مهلـت بودن با تـو که تـموم شد...

ندونستـم بایـد از تـو می گذشتـم

وقتـی از غربـت چشـمات مـی نوشتـم...

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1391ساعت 5:40  توسط meysam  | 

نیــــــــــــاز...

وقتـی که دیـگر نـبـود ،

مـــن به بـودنـش نـیازمنـد شـدم...

وقتـی که دیـگر رفـت ،

مـــن در انتـظار آمـدنش نشـستم...

وقتـی که دیـگر نـمی توانست مـرا دوسـت بدارد ،

مـــن او را دوسـت داشتــم...

وقتـی که او تـمام کرد ،

مـــن شـروع کردم ...

وقتـی او تمـام شد ،

مـــن آغاز شـدم .

و چه سخـت است تنـــها متـولد شدن ،

مثـل تنـــها زنـدگی کـردن

مثـل تنـــها مـردن …

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 17:55  توسط meysam  | 

یه ادمایـــــــــــــــــــــــــــــی هستن...

CNIRAN : بزرگترین تالار گفتمان ایرانیان

اينايی که تو تاکسي خودشونو ميچسبونن به در که دختر کنارشون معذب نشه...

·•اينا که تو خيابون وقتي ميبينن يه دختر با دوس پسرش داره راه ميره سرشونو ميندازن پايين...

·•اينا که ميدونن اخلاقشون خيلي بده و با هيشکي سازگار نيس و ديگه با کسي دوس نميشن...

·•اينا که يه دايره فقط واسه تنهايي خودشون درست کردن...

·•اينا که تا يه مناسبتي ميشه گوشي رو برميدارن تبريک بگن ولي کسي رو پيدا نميکنن...

·•اينا که ميرن زير دوش آب بغضشون ميترکه و گريه ميکنن...

·•اينا که از هر پک سيگار و هر دقيقه تنهاييشون بيشترين لذت رو ميبرن...

·•اي واي، اي واي، اي واي...از اون اي واي هاي شهاب حسيني تو درباره الي

·•اخ اخ اخ...اينا، اينا، اينا، اينا...

·•تورو خدا هواشونو داشته باشيد...بغضشون که بترکه خوبه ولي يه سري ها هستن يه درجه از اينا جلوترن   اونا  بغضشونم ديگه نميترکه بغضشون خشکيده دم گلوشون و راه نفسشونو بسته همونا! واي... واي...        واي...

·•يه آدمايي هستن که هميشه با حوصله جواب اس ام اساتو ميدن...

·•هروقت ازشون بپرسي چطوري؟ ميگن خوبم...

·•وقتي ميبينن يه گنجشک داره رو زمين دنبال غذا ميگرده راهشون رو کج ميکنن از يه طرف ديگه ميرن که      اون نپره...

·•همينايي که تو سرما اگه يخ هم بزنن، دستتو ول نميکنن بزارن تو جيبشون...

·•اونايي که پشت تلفن يهويي ساکت ميشن...

·•اينايي که هميشه ميخندن...

·•اينايي که تو چله زمستون پيشنهاد بستني خوردن ميدن...

·•همونايين که براتون حاضرن هرکاري بکنن...

·•اينا فرشتن ...

·•تو رو خدا اگه باهاشون ميريد تو رابطه، اذيتشون نکنين ...

·•تنهاشونم نزارين؛ داغون ميشن ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 17:7  توسط meysam  | 

مطالب قدیمی‌تر